#مرا_دوباره_آغاز_کن_پارت_368
-از زندان چی؟
-از یکی از دوستام شنیدم داوود بدجوری دنبال مدرکه که خودش و تبرئه کنه.
-مگه میتونه کلی مواد تو خونه ش در اوردن.
-میگن احتمال داره اون ماده ی جامد سفید رنگ مواد نبوده باشه،مواد کشف شده رو مجدداً دادن واسه ازمایش ، من متاسفم که باید این خبر وبدم ولی بهرحال باید شماهم در جریان باشید.
ذهنم جملاتش را تجزیه و تحلیل میکند اما جایی برای پذیرشش ندارد، اینکه داوود ازاد شود میشود دور از تمام عقاید من،نه این ممکن نیست.
-حالت خوبه؟ باور کنید قصدم نگران کردنتون نبود، رنگ صورتتون پریده.
رنگ صورتم؟ مگر چه رنگی شده که پریدگی اش اینچنین محسوس است.
-چقدر امکانش هست؟
-خیلی کم، مگه پول خیلی زیادی داده باشه به کسی که مواد و با ماده ی دیگه ای جابه جا کنه.
-مثلاً چه ماده ای؟
-خب مثلاً گچ...
-گچ؟! تا حالا شده تو یه پرونده اعلام شه ماده ی مخدر اشتباه بوده و اپن ماده ی کشف شده گچ بوده؟
نگاهم میکند مردد است و من جوابم را از این تردیدهایش متوجه میشوم.
-اون پولی نداره تمام پولاش که به نام ساغر بود مصادره شدن.
-پول نداره اما قدرت که داره اون ممکنه در گذشته کارهایی رو واسه دیگران انجام داده باشه که همون دیگران الان به کمکش بیان.
romangram.com | @romangram_com