#مانده_ام_جذبت_شوم_یا_دفعت_کنم_پارت_87

چشمام دور اتاق میگرده...

دلم یه ذره هوا میخواد برای فرستادن به ریه هام...!

ناخودآگاه چشمم به مجسمه ی کوچیک فرشته ام میوفته...!

دلم برای پسرای شر ساختمون سپهر تنگ شد....!

شایان، آرمین، مهدی، رسول....

یه ساختمون بود و این 4 پسر....!

خوب یادمه ....

سپهر اولین ساختمون پسرونه بود برای نوچوون های پسر12 سال به بالا....

تخسی و قدی از سرو صورتشون میبارید...!

هم جنس خودم بودن..!..

هم درد من...!.

شدن مثل سپهر وسهراب برام....

وقتی اومدن چی بودن و الان بعد از 7 سال چین؟!!!!!!!!!!!!!!

شایان و رسول 19 سالشونه....

هر دو دانشجوی زبان فرانسوی توی همین تهران درس میخوندن....

شایان عاشق سنتور و رسول عاشق ویولون بود....!

مهدی امسال کنکور داره...میخواد دندونپزشک شه...

مطمئنم میشه...خرخونترینشون همین مهدیه....!

و میرسیم به آرمین....

بچه ی کم حرف و سنگین...چشمای سبزش یادآور سپره برام.....

گرافیک میخونه و عاشق سفال سازی و مجسمه سازیه....

اونقدر وابستشون شدم که بی اونا زهر تلخ زندگی بیشتر بهم مزه میده....!


romangram.com | @romangram_com