#مانده_ام_جذبت_شوم_یا_دفعت_کنم_پارت_251

تازه فهميدم داغه اين لفظ به دلم مونده بوده....تازه

فهميدم كه 9 يال به خيال عذاب دادن اون ، خودمو داشتم عذاب ميدادم....

_ نيومده ميخواي بري؟

محكم كشوندتم توي آغوشش...!

دستام درد گرفت...صورتم درد گرفت اما اين درد بهترين و لذت بخش ترين درد زندگيم بود....!منه

اغده اي ..منه حسرت خور...مني كه له له ميزدم براي داشتنش الان توي اغوشش بودم....!

_ تو فقط بخواه...تا عمر دارم در خدمتتم بانو.....

ديگه ظرفيتم پر شده بود....

ديگه اغده هام سرباز كرده بودن و مثه عفونت پخش شدن بيرون...!

خودمو از اغوشش كشيدم بيرون....اشكام ازادانه ميريختن...

_ چرا؟...مگه من هموني نيستم كه نه سال عذابت داد؟...مگهخه هموني نيستم كه هركاري كرد تا داغونت كنه...؟ هموني كه پست زد... هموني كه ازت گذشت...همونيكه...

دستاش روي لبهام نشست....

اشك ميچكيد از چشماي پر فروغ حالاش كه شده بودچلچراغ نوراني.....

_ تو دخترمي...غوغاي دلم...همهي زندگيم...تو اشوبگر تمام زندگيمي...همون كه دين و دنيام رو براش ميزارم...همون كه از زندگيم براش مايه ميزارم...همون كه لب تر كنه براش جون ميدم....

افتادم به پاش...

منلايق اين همه محبت پدرونه نبودم....

من فقط دلم كمي نوازش پدرونه ميخواست...حالا هجوم اين همه محبت دلم رو بد عادت نميكرد...؟؟!

جلوم نشست....دستامو گرفت....حرف دلم رو گفتم/......

_ چرا ازم بدت نمياد....؟ من پيرت كردم...من زندگيتو جهنم كردم....

پيشونيمو بوسيد...آخ كه چه حس خوبي داره....اين قدر شيرينه كه دوباره هوس كردمش....

_ وجودت من زنده نگه داشته...تو بهانه ي زندگيمي...تو نفسمي دخترم...

_ بغلم كن... مثل همون موقع ها كه ميكردي...ببوستم ..مثل همون موقع ها كه ميبوسيدي...مثل اون موقع ها كه مامان شهلا بود...سپهر بود...


romangram.com | @romangram_com