#مانده_ام_جذبت_شوم_یا_دفعت_کنم_پارت_121
ـ اینکه الان اینجا حضور دارین ؛ اثبات وجود عکس العمل ماست...
دندون قروچه ای کردم ..
مردک حاضر جواب....!
بدون توجه به اونو سوختگی که راه انداخته بود روبه سرهنگگفتم:
ـ منظورم اینه که چرا ادامه ی فعالیتش رو مختل نکردین؟
سرهنگ که تا الان جز خوشرویی و متانت ازش ندیدم در جوام گفت:
ـ میخواستیم بدونیم قصد و هدف از این کار چیه؟البته سر این تصمیم ریسک بزرگی رو متحمل سازمان و امنیتمون کردیم ولی به جوابایی که گرفتیم میارزید...!
گیج از حرفاش سری تکون دادم واون ادامه داد....
ـاین اولین بار بود که کرمکی قدرتمند این چنین سریع و در سکوت در شبکه نفوذ کرد..البته قبلا هم کرمکهای جاسوسی از سایر کشورهای بیگانه و دشمن سعی در نفوذ داشتن کرده بودن ولی هیچ کدوم موفق نشدن...اما این کرمک که از داخل کشور و بدون هیچ قصد و هدفی وارد شبکه شده و پس از مدتی سعی در افشای اطلاعات به دست امده نکرده برای ما شک برانگیز و نامفهموم بود....!
الان وقتش بود که به حرف بیام....
ـ من قصدم فقط تست کردن برنامم بود...اطلاعاتی که بدست میاوردم رو نگه نمیذاشتم چون به دردم نمیخورد....
ـ اونارو میخوندی بعد از بین میبردی یا نه؟
سوالش و لحن بیانش جدی و کمی نگران کننده بود....
ترسیدم...نمیخواستم حقیقت رو بگم ولی....
ـ خانم امین بهتره راستش رو بگید....
ـ بله...
ـ لعنتی....
با این حرف مردک اخمو سرمو بالا گرفتم...خیلی خشمگین شده بود....
ـ میدونم کار خوبی نکردم اما باور کنین فقز میخواستم...
نذاشت جملم تموم شه...
ـ تست کنید؟..هیچ سایت دیگه ای نبود که ؟ این همه شبکه ..اد باید میاومدین سراغ شبکه ی امنیتی؟ از اتفاقهایی که ممکنه در آینده براتون بیوفته نترسیدین؟ از...
ـ سرگرد....
romangram.com | @romangram_com