#مانده_ام_جذبت_شوم_یا_دفعت_کنم_پارت_120

بی حرف نشست....خلی جدی.....نه نظرم عوض شد..خیلی خیلی جدی..!

ـ اما دیواره ی امنیتی مارو دچار اختلال کرده...

ـ نه...اون مخرب نیست....

ـ جاسوسی کردن و فرستادن اطلاعات محرمانه ی کشوری به صورت کد ؛ مخرب نیست....؟

سرگرد اخمو بود که در کمال آرامش این حرف رو زد...!

اوضاع خوب نبود....

هر حرف یا حرکت کوچیک ممکن بود سو برداشت بشه...حالا که لو رفته بودم....باید همکاری کنم. قصد بدی از این کارم نداشتم.فقط تست بود...

همین...!

نفس عمیقی کشیدم تا بتونم رژه ی کلمات رو توی ذهنم به صف بکشم..

پاهامو از روی عادت چفت هم کردم و سرمو بالا گرفتم و بدون در نظر گرفتن مردک اخمو ؛ دهان باز کردم...

ـ cancer یه کرمک بی خطره...هیچ اختلالی در سیستم امنیتی ایجاد نمیکنه. کارش کدگزاری اطلاعات شناسایی شده ی سایت و شبکه اس و فرستادن اونها به به مبدا مشخص شده از سوی ناظرش....بهترین برنامه برای تست زدن دیوار ی امنیتی شبکه است...

مرد مسانسال یا همون سرهنگ به حرف اومد...

ـ حرفاتو قبول میکنم...ما به محض ورود این ویروس...نه ببخشید این کرمک اون رو تحت نظر داشتیم...

تمام بدنم از شنیدن این حرف در بهت فرو رفت....

ـ چطور؟...من....یعنی زمان لو رفتن برنامه 25 ثانیه بود. ولی...

بین حرفم پرید...

ـ بله درسته...

دیگه ادامه نداد....خم شدو فنجان چاییش رو برداشت و آروم ازش خورد....

با دیدن قیافه ی متعجب من خندش گرفت....

ـ دخترم تو پیش خودت چه فکری کردی؟ یغنی شبکه ی امنیتی کشور مثل کشور ما این قدر باید سست باشه که از وجود همچین کرمکی باخبر نشه....

ـ پس چرا هیج عکس العملی نشون ندادین؟

اینبار مردک اخمو باراز وجود کرد...


romangram.com | @romangram_com