#من_تو_عشق_پارت_197

ــ جواب آزمایش مثبته...

ــ چه آزمایشی؟

خندیدم و خودمو بیشتر بهش چسبوندم...

ــ همون دختر چشم آبیو و ....

هنوز حرفم تموم نشده بود که از رو زمین بلندم کرد و چرخوندم...

ــ بزارم زمین فرهاد... الان یکی میاد داخل...

ــ خوب بیاد... مگه چیه؟ به همه میگم خانم خوشکلم چه خبر خوبی برام آورده... اصلا همین الان به همه زنگ میزنم و خبر میدم... همه باید بدونن...

من و آروم روی مبل نشوند و رفت سمت تلفن... دستمو گزاشتم روی شکممو یه بار دیگه خدارو شکر کردم... به خاطر عشقی که بین من و فرهاد هست... به خاطر اینکه روزای تلخ و پشت سر گذاشتیم... به خاطر تموم روزهای خوبی که پیش رو داریم... من و فرهاد و بچه هامون... به سمتش رفتم ... صدای هیجان زده عاطفه رو از پشت تلفن شنیدم... دستام و دور بازوش حلقه کردم و نگاهم رو به مرد مغرور زندگیم دوختم...

پایان

romangram.com | @romangram_com