#من_تو_عشق_پارت_166
ــ من از پس خودم بر میام. لازم نیست نگران باشی
هنوز قدم برنداشته بودم که بازوم کشیده شد و به در ماشین چسبیده شدم... حرکتش اینقدر ناگهانی بود که از شوکش نمیتونستم تکون بخورم... دستاش و گذاشته بود دو طرفم که نتونم برم:
ــ د آخه چرا مثه بچه ها لجبازی میکنی... شایدم یکی دیگه هست که برسونتت...
منظورش میلاد بود؟... یعنی عصبانیتش به خاطر اونه؟...
ــ چی داری میگی؟
ازم فاصله گرفت و کلافه دستشو به صورتش کشید...
ــ لجبازی و بزار کنار و سوار شو... حوصله ندارم التماست کنم
ماشین رو دور زد و سوار شد... منم بی صدا سوار شدم و مثل خودش اخمامو در هم کشیدم... سرم و به سمت پنجره کنار چرخوندم و آروم زیر لب گفتم:
ــ بد اخلاق...
با پیچیدن صدای آهنگ توی فضای ماشین کم کم اخمام باز شد...
وقتی که با منی از دوری حرف نزن
حال منو ببین آروم قدم بزن
romangram.com | @romangram_com