#مامورین_پر_دردسر_پارت_287

سرمو تکون دادم و به انگلیسی حرفشو تایید کردم و بعد به دختر کناریش نگاه کردم که با دیدن شخص مقابلم چشمام گرد شد ارامم از دیدن نگاه متعجب من رو خودش تعجب کرده بود
موشکافانه بهم نگاه میکرد که یهو چشماش گرد شد و چشمای اشکی بهم نگاه کرد...لبخندی رو ل*ب*م اومد پس شناختم ....
-اینجا نوشته که به گیتار و پیانو کاملا مسلطی و صدای خوبی هم داری

با گیجی گفتم :بله

-شروع کن

سرمو تکون دادم و مردد به گیتارو و پیانو نگاه کردم و در یک تصمیم انی گیتار و برداشتم و ناخداگاه به اشکان نگاه کردم و سعی کردم اهنگی رو بیاد بیارم که بیان گر حال این روزام باشه و شروع کردم به زدن اهنگ
یه نگاه تب دار مونده توی ذهنم
عاشق شدم انگار آروم آروم کم کم
چشمای قشنگت همش روبه رومه
اگه باشی با من همه چی تمومه
تیک و تیک ساعت رو دیوار خونه
میگه وقت عاشق شدنه دیونه
دلو بزن به دریا انقد نگو فردا
آخه خیلی دیره دیر برسی میره
تیک و تیک ساعت رو دیوار خونه

romangram.com | @romangram_com