#مامورین_پر_دردسر_پارت_276

من له شده بودم اینکه هربار اینو به خودم یاداور شم که کسی نیست که درکم کنه من و نابود میکنه اینکه هیچ کسو تو این دنیای به این بزرگی نداشتم تیکه تیکه ام میکرد تموم این سال ها با فکر اینکه دریا خواهرمه...هم خونه امه ...تنها کسم تو این دنیایت سر کرده بودم و نابود شده بودم وقتی که فهمیدم حتی اونم ندارم
و امشب به معنای واقعی حس افراد بی کس و داشتم



سخت است تحمل ثانیه هایی که نمیگذرند

سخت است تحمل شب هایی که صبح نمیشوند

سخت است تحمل زخم زبان هایی که هر روز تلخ تر میشوند

سخت است تحمل آدم هایی که هر روز از خدا دور تر میشوند

با حالی داغون شروع کردم به راه رفتن
بی هدف ،بی مقصد فقط راه میرفتم نمیدونم به کجا فقط میرفتم
همه فکر میکنن که من سردم ،بی احساسم ولی کی از حال درونم خبر داره؟

سرد بودنم

romangram.com | @romangram_com