#مامورین_پر_دردسر_پارت_261
میدونستم خیلی جلوش تابلو شدم ولی دست خودم نبود تو سازمان یا
مهمونیا همیشه خودمو کنترل کرده بودم ولی الان ....نمیدونم
چرا ولی حس میکردم نگاه نیما با بقیه شبا متفاوت تره گرمای تو
نگاهشو به راحتی حس میکردم
با احساس دستی رو شونم سریع
به عقب برگشتم ولی با دیدن نیما نفس راحتی کشیدم در حالیکه
نگاهشو تو جزء جزء صورتم میگردوند گفت:چرا انقدر سرخ شدی دریا؟
سرمو پایین انداختم که با دستش چونمو گرفت و به سمت بالا کشوند
درحالی که از تماس دستای داغش با صورتم به شدت گر گرفته بودم
سعی کردم خودمو کنترل کنم و جلوی لرزش صدامو بگیرم:امممم
romangram.com | @romangram_com