#مامورین_پر_دردسر_پارت_208


مشکی میره سرکار که من دومیش باشم ؟

از پله ها رفتیم بالا رفتن سمت یه اتاق فکر کنم اتاق رییس بود

جلوی در وایساد :از اینجا به بعد با خودتونه

سرمو تکون دادم و در زدم و رفتم داخل

انگار جلسه بود حدودا ده پونزده نفری نشسته بودن نگاهمو رو تک

تک افراد چرخوندم و رو ستاره ثابت نگه داشتم چشماش گرد شده
بود و با تعجب داشت من و نگاه میکرد چشمک ریزی بهش زدم که

علاوه بر چشماش دهنش هم باز شد

ولی سریع زد یه کانال دیگه و خونسرد شد


romangram.com | @romangram_com