#مامورین_پر_دردسر_پارت_196


دهنم گذاشت دستو پام بی حس شد ولی بیهوش نشدم

کل بدنم بی حس شده بود ولم کرد رو مبل عین پنیر موزارلا پهن شدم

سمیعی بود ولی اون که پایین بود

فرصت فکر کردن بیشترو بهم نداد و ماسک رو صورتش و برداشت
الیاس!

خم شد روی مبل و دستشو رو گونم کشید و با لذت به جز جز صورتم نگاه کرد و رو ل*ب*م مکث کرد
-میدونی همشه هرچی خواستم و به دست اوردم جز تو ...خیلی

سرکش بودی خیلی ولی الان
خندید ....الان مثل یه دختر

کوچولی بی ازار شدی
سرشو اورد نزدیک صورتم

romangram.com | @romangram_com