#مهتاب_پارت_167
سری تکون دادم ورفتم داخل اتاق وگفتم: ببخشید آقای دادفر من برم یا بمونم
-برای امروز کاری نیست میتونی بری اما از فردا ساعت 8تا سه کارمون شروع میشه اضافه کاری هم تا ساعت 5
-خیلی ممنون پس با اجازه
-به سلامت
اومدم بیرون وگفتم: بهاره جان من دارم میرم کاری نداری ؟
-نه قربونت فقط تا زمانی که ما با رستوران پایین قرارداد ببندیم بهتره با خودت غذا بیاری .
-باشه مرسی فعلا
از شرکت اومدم بیرون.مسیرم خیلی دور بود توی این فکر بودم که برای خودم یه ماشین بخرم نزدیک های 4ملییون پس انداز داشتم اگه بتونم باهاش وام بگیرم میتونم یه پراید خوب وتمیزی رو برای خودم جفت وجور کنم
با همین فکر اومدم خونه .خیلی خسته شده بود .
توی کوچه علی رو دیدم که با دیدنم تعجب کرد اهمیتی بهش ندادم واز کنارش رد شدم
-کجا بودی ؟
برگشتم ویه ابرومو به علامت تعجب بردم بالا وگفتم: شما ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
-شوهرت
-من شوهری ندارم
واومدم خونه .
romangram.com | @romangram_com