#مهتاب_پارت_136
-هیسسسسسسسس.امیدتو از دست نده مهتاب فقط امید داشته باش.خدا هست میبینه بی گناهی پیمانو، جوونیشو ،با خون ودل بزرگ کردن مادرت و ،یتیم بودن پیمان وهمه این ها رو میبینه ومطمئن باش که بهت کمک میکنه .
-الان ما باید چیکار کنیم
-الان بریم کلانتری ببینم چیکار میشه کرد
-به مامان چی بگم
-نگو توی کماست دور از جونش سکته میکنه بگو دکترها گفتند خوب میشه
-باشه
سوار ماشین شدیم وسمت کلانتری راه افتادیم .نمیدونم چرا هر وقت میخوام بیام کلانتری حس خوبی ندارم .اصلا نمیتونم پیمان وتوی بازداشتگاه ببینم .
خیلی سخته عزیز ترین کس ات توی کلانتری باشه ونتونی براش کاری انجام بدی ودست روی دست بذاری .
جلوی در کلانتری گوشی هامون وتحویل دادیم .رفتیم داخل بعد ار کمی انتطار همون جناب سروان رو دیدیم .
با دیدن ما گفت : شما خانواده همون پسر جوون هستید
-بله
علی : جناب سروان ما الان باید چیکار کنیم ؟
-سعی کنید تا پرونده دادگاه نرفته رضایت خانواده مصدوم رو جلب کنید وگرنه کار سخت تر میشه ومجرم باید بره زندان
با اومدن اسم زندان دستام لرزیدن وبی حس شدن .علی گفت : نمیشه سند بیاریم
romangram.com | @romangram_com