#مهتاب_پارت_132


-خودت بهتر میدونی .به هرحال هردوتاشون سنشون کمه با این که پیمان پسرخوبیه اما جوون دیگه

-توباهاش صحبت کن باز شما باهم راحت ترید تا با ما

-باشه تو نگران نباش .

اومدیم داخل ورفتیم اتاق من.روی تخت نشسته بودم علی هم داشت کتاب میخوند گوشی اش که زنگ خورد نگاهی بهش انداخت وگفت: از خونه است

-بزن بلندگو

-باشه

جواب داد وگفت: بله ؟

-سلام مامان خوبی

-سلام پسرم کجایی ؟

-خونه مهتاب ینام

-مادر اگه مهتاب اجازه داد یه خونه خودتم بیا یه سری بزن

-مامان مهتاب چیکار داره بیچاره خودم دلم میخواد پیشش باشم

-یعنی من هیچی دیگه ؟دلت نمیخواد پیش من باشی .نو که میاد به بازار کهنه میشه دل آزار

-این چه حرفیه آخه مادر شما عزیز منی


romangram.com | @romangram_com