#ما_پنج_نفر_پارت_387


ب هق هق افتاد

_من....من..، خودم دیدم... پارسا تو رو بوسید ....تو و پارسا در حال لب گرفتن...

بهت زده بهش نگاه کردم و گفتم:

_چی میگی تو ساغر؟

لب گرفتن چیه؟

_خودم دیدم پارسا بغلت کرد و تو رو بوسید

تمام صحنه های دیشب جلوی چشمم تکرار شد...

پارسا من رو در آغوش گرفت

اما.. اما پارسا واسه دلداری دادن من پیشونیم رو بوسید

ولی هرکس ک از دور این صحنه رو میدید همین فکر رو میکرد...

سعی کردم ب قضاوت زود هنگام ساغر فکر نکنم چون اگه من هم بودم و عشقم رو در همچین موقعیتی میدیدم رفتار بد تری نشون میدادم...

ساغر رو آروم کردم و با آرامش قضیه رو براش تعریف کردم.

البته دیدن شاهین رو قلم گرفتم چون نمیخواستم حال خواهر عزیزم رو هم بد کنم و حال بد دیشبم رو به چیزهای دیگه ربط دادم...


romangram.com | @romangram_com