#ما_پنج_نفر_پارت_375


به به خانوم ساراسعادتی هیچ وقت فکر نمیکردم شمارو این جا ببینم...

صداش به شدت برام آشنا بود به عقب برگشتم و از دیدن کسی که روبروم وایساده بود خشکم زد...

آره خودش بود...

خود خودش....

هیچوقت قیافش از ذهنم پاک نمیشد....

چهرش همون بود فقط یکم پخته ترشده بود...

تعجبم رو پشت چهره همیشه بیخیالم پنهان کردم...

_شما؟!

_ینی میخوای بگی نشناختی؟

_باید بشناسم؟

_بایدباورکنم نشناختی؟....

هنوزم مثل قبل سوال رو با سوال جواب میداد..

_نخیر آقابه جانمیارم!


romangram.com | @romangram_com