#ما_پنج_نفر_پارت_319


_سارا چی شده نصف شبی؟

چرا اینقدر میرین و میاین؟

_ ساغی زهرا تب داره حالش خیلی بده؟

_ اییی وای چرا؟

_ بعد از ظهر که رفتیم دریا آب خیلی سرد بود و باد هم شدید بود زهرا هم بیشتر از همه آب بازی کرد و سرما خورد.

_ آخیییی بمیرم

_ خدانکنه...

الان هم فاطی رفته ببینه درمانگاهی، داروخانه ای چیزی این دور و بر هست یا نه؟

_ اوکی...

نیم ساعت بعد فاطمه اومد تو!

_ چی شد فاطی؟

_ هیچی داروخونه ی شبانه روزی این اطراف نبود و همشون بسته بودند و درمانگاه هم اگه بود که من پیدا نکردم.

_ ای وای چه بد...


romangram.com | @romangram_com