#ما_پنج_نفر_پارت_249




یه مانتوی زرشکی با شلوار و شال مشکی پوشیدم و یه رژ لب صورتی کمرنگ زدم و رفتم پایین فکر کنم دیگه بتونید حدس بزنید که کیا بودن و کیا نبودن!!

بلللله همه ی دخترا به غیر از ساغر!!!

و پسرا به غیر از آروین و آرسام!!!

آخه چقدر باید معطل اینا بشیم آخه!! خب بذارید برم تو کار آنالیز.

زهرا یه مانتوی سبز پوشیده بود به همراه شال و شلوار سفید و لعیا هم یه مانتوی کرم و شال و شلوار قهوه ای...

خب خب بریم سراغ پسرا !

احسان یه تیشرت تنگگ آبی به همراه یه شلوار مشکی پارسا هم یه پیراهن کرم رنگ و شلوار قهوه ای تیره پوشیده بود .

عرفان یه تیشرت سفید و شلوار مشکی و امیر یه تیشرت سبز و شلوار مشکی در همون موقع ساغر هم اومد پایین یه مانتوی آبی روشن و شال و شلوارتنگ آبی تیره پوشیده بود و موهاش رو یه وری توی صورتش ریخته بود .

یکم گفتیم و خندیدیم که آرسام و آروین هم اومدن...

یا خدا این دوتا که از ساغر بد ترن!!! ما همش معطل ساغر بودیم حالا معطل این دوتا!!!

آرسام یه شلوار لی سورمه ای و یه تیشرت مشکی پوشیده بود و آروین یه پیراهن سفید و آبی و شلوار توسی پوشیده بود...

مثل دفعه ی قبل توی ماشین ها نشستیم و راهی شهربازی شدیم... پارسا: خب خانوما آقایون بفرمائید پایین که رسیدیم...


romangram.com | @romangram_com