#ما_پنج_نفر_پارت_246

اصلا بهشون نمیخوره انقدبدخواب باشن.

پسرا کل عرض سالن و گرفته بودن و مجبور بودم از وسطشون رد شم...

آخه سارا میمردی تشنه نمیشدی کپه مرگتو میذاشتی میخوابیدی؟



عه وجدان عزیز چرا توهین میکنی... داشتم از بالاسرشون رد میشدم که یهو یکی مچ پامو گرفت...

قلبم افتاد تو پاچم سریع بلند شد و دستمو گرفت و خودشو چسبوند بهم که مثلا فرار نکنم.

اصن فرصت نکردم جیغ بزنم صدای پارسارو شنیدم:

تو کی هستی..؟؟

ای مردشورتو ببرن...!نور گوشیشو انداخت روی صورتم و با دیدنم سرشو آورد نزدیک صورتم و باصدای آرومی گفت:

عه ساراتویی؟...حالت خوبه؟...

_کوفت و حالت خوبه درد و حالت خوبه زهرمارو حالت خوبه حناق وحالت خوبه داشتم سکته میکردم؟

_خب مگه مجبوری اینجوری مث دزدا بیای ؟

اصن تو این موقع شب چیکارداری؟_ببخشیدنمیدونستم باید برای آب خوردن از شما اجازه بگیرم!

نصف شبی واسه من ادا پلیسارو در میاره!

romangram.com | @romangram_com