#ما_پنج_نفر_پارت_227


این چرا اول صبحیه با این همه اطلاعات به من زنگ زده؟؟

آرمانو از کجا می شناسه؟؟

آرمان Bf م بود که تازه کات کرده بودم باهاش

آب دهنمو قورت دادم و گفتم:

چطور مگه؟؟؟

_ سیم کارتم سوخته بود بعد می خواستم برم بیرون عجله ای سیم کارت می خواستم برا اینکه دیرم نشه با بچه ها قرار داشتیم اومده بودند دنبالم منم رفتم سر کمدت سیم کارتت که توی گوشی قبلیت بودو برداشتم بعد وقتی رفتم بیرون یکی که اسمشو محمدی سیو کرده بودی زنگید منم جواب دادم که گفت: الو ساغر چه عجب تو این موبایلتو روشن کردی بیا برگرد من پشیمونم به خاطر آرمان!!!

منم باهاش یکم بحث کردم و بعدش هم قطع کردم

_ سبحان داداش تو که به کسی چیزی نمی گی؟؟

_ چرا آجی بیای حالتو می گیرم ولی فعلا خوش باش .

به یه شرط!!

_ هر چی هست قبوله!

می دونستم الان چشمهاش داره برق می زنه!!!

_ فعلا 1 تومن علی الحساب بریز به حسابم تا بعدا


romangram.com | @romangram_com