#ما_پنج_نفر_پارت_213
_مرسی ساراخانوم !
لبخندی زدم و رفتم کنار پارسا نشستم چون هیچ جای خالی بجز کنار پارسا وجودنداشت!
_داداشی من چطوره ؟
دوستاتو دیدی ماروفراموش کردی!
_آبجی خانم این شمایی که اصن به ما محل نمیدی!
_نخیرم تو از صبح تاشب بیرونی!
_خب دیگه خواهری چ میشه کرد این پروژه بدجوری درگیرمون کرده چون پروژش بین المللیه و ازهمه جای دنیا دکتراش توی این پروژه شرکت کردن.
_ایشالا که موفق می شی!
_ایشالا! از تو چخبرا؟
_هیچی خبری نیس!
آهنگ قطع شد ویه آهنگ ملایم و آروم پخش شد اول از همه عرفان وفاطی رفتن وسط بعد از اون پارسا رو به من گفت : نظرت چیه برم باساغربرقصم؟
_ببینم نکنه چشمتو گرفته؟چی..اون...نه باباهمینجوری گفتم!
با یه لحنی که یعنی خرخودتی گفتم:
romangram.com | @romangram_com