#ما_پنج_نفر_پارت_198
بذارید فیلمو!
_ بقیه هم تائید کردند آرسام سی دی رو از
امیر گرفت و پلی کرد.
فیلم خیلی قشنگی بود.
وسطای فیلم بود که پسره به سمت دختره رفت و لبشو بوسید و دستشو تو لباس دختره فرو کرد ...
که عرفان بلند شد و رفت خاموشش کرد صدای اعتراض پسرا بلند شد.
امیر: اااااه عرفان این چه کاری بود؟ تازه فیلم به اوجش رسیده بود
_ عههه امیر حالا من متاهلم شماها که مجردین یهو دلتون می خواد و کار به جاهای باریک می کشه..
بعد از این حرف همه خندیدند و فاطمه هم سرخ شد هیچی دیگه خلاصه بگم که حسابی تو حالمون خورد.
با دخترا رفتیم بالا و بعد از شب به خیر گفتن به اتاقامون رفتیم و من در فکر بودم که شمال تا اینجا به هممون خوش گذشته..
ولی هیچ کس از فردای خودش خبر نداره و ما هم استثنا نبودیم...
romangram.com | @romangram_com