#ما_پنج_نفر_پارت_157
لای یکی ازپلکام روبازکردم که دیدم ساراست.
_ساغی بیدادشودیگه اه ه ه
یه خمیازه ای کشیدم
_سلام آبجی جونم صبحت شکلاتی
ساراخنده ای کردوگفت:
_ امروزکلا شکلاتی رنگ بود.
صبح توهم طلایی!
دست وصورتت روبشوروبیاپایین صبحونه بخوریم.
_باش!
بعدازرفتن سارادست وصورتموشستم ویه شلوارسفیدبایه تونیک آستین سه ربع نقره ای و برای جلوگیری ازغرغربچه هایه شال نقره ای رنگ هم سرم کردم.
به سمت آشپزخانه حرکت کردم ویه سلام صبح به خیربلندبالایی گفتم.
که همه جوابمودادند!
سرمیزفقط دختراغیرازفاطی بودندوآروین وپارسافقط ازپسرابودند. روبه ساراگفتم:
romangram.com | @romangram_com