#ما_پنج_نفر_پارت_147


_آقای محترم الان وقت این حرفانیست!

امیر: ساراخانوم چرا نشه که هممون یه جاباشیم؟ وچشمکی زد .

نه معلومه امیرم شیطونه!

عرفان:من که هرجا خانومم باشه همونجام.

آرسام بالحن باحالی گفت:ما رو به خانومت فروختی آره؟

باشه داداش زن ذلیل اشکالی نداره!

همه به حرفش خندیدیم.

عرفان:

اول بریم یه گشتی تو ساحل بزنیم چون هوا هوای دونفرست تا بعد ببینیم خدا چی میخواد!

پارسا:تو یار داری داداش ما که یار نداریم چ کنیم؟

پسر دومی که ظاهرا اسمش آروین بود گفت:غصه نخور داداش خودم یارت میشم!!

به این حرف پسر دوم یا همون آروین خندیدیم و با بیرون رفتن موافقت کردیم و به راه افتادیم.




romangram.com | @romangram_com