#ما_پنج_نفر_پارت_136

_باشه فقط نگو که منم هستم میخوام سوپرایز شن .

منم به احسان زنگ میزنم ولی نمیگم که تو هم هستی!

-باشه!

بعد از این که بابچه ها رفتیم بیرون خیلی خیلی خوش گذشت باورم نمیشه که دوباره داداشامو پیدا کردم. وقتی رفتیم اون جا اول بچه ها هم دیگرو نشناختن ولی بعد که فهمیدن کلی اسکل بازی درآوردن.

من توی اکیپ خودمون ارومشون بودم دیگه چ برسه به بقیه.

شب که برگشتم خونه سرهنگ زنگ زد وگفت که دوباره یه ماموریت جدید باید برم که مربوط به همون باند مواد مخدره ولی این جا نیست....

سارا:

بعد از این که استراحت کردیم بلند شدیم و به لب دریا رفتیم.

بچه ها اگه گفتین چی میچسبه؟ساغر:چی؟

-حدس بزن!

لعی:من بگم؟

-بگو!

-بزن و بکوب

-افرین لعی جون زری جون بدو برو اون گیتارتو بیار حال کنیم!

romangram.com | @romangram_com