#لالایی_بیداری_پارت_277
السا: اصلا مگه تو نمیگی گرونه پس چرا سوارش شدی؟ تصادف میکردی چه جوری می خواستی پول خسارتش و بدی؟ اصلاً اون به درک خودت دور از جون چیزیست میشد چی؟
صدای ضرب گرفتن عصبی پای آیدین به موسیقی متن دعواشون اضافه شده بود.
پژمان: عزیزم خوب کار داشتم. تو که می دونی تو این ترافیک کارهای فوری و نمیشه با ماشین انجام داد.
السا عصبی گفت: کار همیشه هست. یکم دیرتر انجامش می دادی طوری نمیشد که. اصلاً مگه من نگفتم خوشم نمیاد ازش؟
پژمان: چرا گلم گفتی.
الش: پس چرا گوش ندادی؟ چرا سوار شدی؟
پژمان مطیع گفت: ببخشید.
السا: ببخشید می خوام چی کار، باید قول بدی دیگه سوارش نشی.
صدا از هیچ کدومشون در نمیومد.
دِهَــــــه پس چرا پژمان قول نمیده قال قضیه رو بکنه و به مناسبت آشتی کنون یه شیرینی به ما بدن؟ اصلاً این بار که گارسونه اومد یه کیک پنیر هم سفارش میدم.
romangram.com | @romangram_com