#کوه_پنهان_پارت_273


اما دایرة المعارف لغات نداشتن که بتونه به کلام حرف بزنه .. یا حتی حضور فیزیکی که از دامنه ی لغات حرارت ها استفاده کنه ..





و با لغاتِ گرمی و سردی سخن بگه !!

با نفس عمیقی که کشیدم .. این سکوت پر معنا رو شکستم ..

_ بچه هنوز خوابن .. غروبها تماس بگیری راحتر میتونی باهاشون صحبت کنی و دلتنگیت برطرف شه !!

گفتم ..

با دلخوری گفتم ..

ولی فقط خدا میدونه که چی کشیدم تا بغض توی گلومو خفه کنم .. که لرزش صدامو بگیرم ..

تا از این بیشتر رسوام نکنن ..

ولی ......

بلاخره شکستم !! چیزی و که نباید میشکستم ..

بهنود _ سارا .. من حسرت شنیدن صدا تو رو داشتم .. باورم کن!!

دیگه اشکام دست خودم نبود .. هق هقم فرمانپذیری نمیکرد .. خفه نمیشد ..

گوشی رو گذاشتم و زار زدم ..

نمیخواستم بشکنمش ..

اخه من ، مردِ شکستن دلِ کسی نبودم ..

فقط میخواستم عزت نفس بند خورده یِ خودمو حفظ کنم ..

منو چه به گله گذاری از خلق .. منو چه به شکوندن بغض مُهر شده یِ خلق ..

من ادم این کار نیستم ..

نبودمو نیستم .. اصلا یاد نگرفتم که باشم ..

من خلق شدم بره باشم .. دریـــــــ ــدن کار من نیست ..

اما من فقط و فقط خواستم یه بار ... فقط یه بار .....

خـــــ ـودم نشکنم ..

اما شکستم .. وقتی برخلاف جریان اب شنا کردم شکستم !!!






romangram.com | @romangram_com