#کوه_پنهان_پارت_232

الا لا لا گل پسته همتا جونم شده خسته





الا لا لا گل بابونه من الا لا لا چراغ خونه من





اشکام راه خودشون و باز کردن ...





لالالالاگل نازی بابات رفته به سربازی

لالا گل نعنا بابات رفته شدم تنها





دلم برای اشکانم پرکشید .. همتا رو بیشتر توی آ*غ*و*شم فشردم ..





لالا لالا گل پسته بابات بار سفر بسته

لالا لالا گل کشمیش بابات رفته نکن تشویش ..





امروز بعد از دو ماه دوباره دلتنگش شدم ..

دستام و به شیشه های خنک از جنس پاییز خونه ی پدری میکشم ..

شاید فکر میکنم که خنکای شیشه گرمای وجودمو بگیره .. گرمایی که داره اتیشم میزنه ..

گرمایی که شاید یه روزی و یه جایی ل*ذ*ت بخش بود ..

اما الان فقط منو داره میسوزونه و خاکسترم میکنه .

دوماه از اون شب نفرت انگیز و تلخ میگذره ..

شب مرگ ارزوهام .. مرگ بلند پروازیام ..

شب ریختن بال و پرم ..

romangram.com | @romangram_com