#کوچ_غریبانه_پارت_199
-آقا جونم؟
-آره،حتما میاد.اگه ببینه تو بهتر شدی چه قدر خوشحال می شه!وای اگه مسعود بفهمه،اون حتما از خوشحالی بال در میاره.
نگاهش کردم:
-بیا برگردیم.
-برای چی؟!وقت ملاقات عصر!
-می خوام برم دوش بگیرم.
دوباره همان قیافۀ خوشحال را به خودش گرفت.این بار از خوشحالی بغلم کرد.
-باشه عزیزم،باشه بیا برگردیم.
***نزدیک ظهر بود که دکتر ارسلان به دیدنم آمد.از ظاهرش پیدا بود که خبر بهبودی من به گوش او هم رسیده:
-امروز حال دوست من چه طوره؟
romangram.com | @romangram_com