#کینه_عشق_پارت_291

سام هم گونه اش رو روی سرم گذاشت و گفت:منم همینطور عشقم...

در حالی که خواب آروم آروم زیر پلک هام می دوید گفتم:خدایا روزی هزار بار شکرت...برای همه ی نعمت هات...همه ی خوشبختی هایی که به من و خانواده ام دادی...خدایا خانواده ام رو زیر سایه ی خودت حفظ کن...

و به یاد آوردم:شاید زمانی که تو خوشبختی اون سالها غرق بودم فراموش کرده بودم خدا رو شکر کنم...

بعد تکرار کردم :خدایا برای همه چیز شکرت....

هر گز فراموش نکن که درهای خوشبختیِ خداوند فقط وقتی به رویت باز می شود که به بن بست رسیده باشی...

و نورهای امید وقتی به چشمت می آیند که در تاریکی مطلق فرو رفته باشی...

romangram.com | @romangram_com