#کینه_عشق_پارت_276


گفتم:ممنون...بچه ی شما کجاست؟

بعد از مکثی کوتاه لب باز کرد:من مجردم...

تو دلم گفتم:ای کلک...خواستی با یه تیر دو تا نشون بزنی هم بگی بچه نداری و هم بگی که مجردی...

ادامه داد:دختر خواهرم رو آوردم اینجا...بعد با دست به دختری مو مشکی اشاره کرد و گفت:اسمش سحره..

با غم گفتم:چه جالب...اسم مادر منم سحر بود.

با تردید گفت:بود؟

گفتم:آره وقتی منو به دنیا آورد فوت کرد.

گفت:متاسفم...با همسرتون اومدید...

سر تکون دادم:نه...جداشدیم...

دوباره تکرار کرد:متاسفم...


romangram.com | @romangram_com