#کیارش_پارت_81

یه دختر از پشت سرم گفت:
دختره - کاوه بیا دیگه خسته شدم!
برگشتم نگاش کردم یه دختر ریزه میزه ریزنقش که شیطنت از صورتش میبارید و شباهت عجیبی به کاوه داشت حتما خواهرشه!
کاوه لبخندی زد و گفت:
کاوه - ترسا خانم یه چند دقیقه صب کن مگه وقتی تو با دوستات خلوت میکنی من چیزی میگم؟
ترسا خندید و گفت:
ترسا - ا پس با هم دوست شدید خب کاوه جان معرفی نمیکنی؟
کاوه خندید و گفت:
کاوه - بله بله حتما!
دستشو سمت من گرفت و گفت:
کاوه - آقای کیارش کیانفر!
بعد دست شو گرفت سمت آریان و گفت:
کاوه - و آقای آریان راد!
بعد دست شو گرفت سمت اون دختره و گفت:
کاوه - خانم ترسا آريانمهر همسر بنده (ترسا آریانمهر شخصیت اصلی رمان قول میدم خوشبختت کنم)
خشکم یعنی زنش اینقد شبیه خودشه؟

romangram.com | @romangram_com