#کیارش_پارت_220

آریان - تو هیچ جا نمیری فهمیدی؟
با صدایی که از ته چاه میومد گفتم:
- چرا؟
آریان با لحن تندو عصبی گفت:
اریان - چون حالت خوب نیست تا وقتی هم حالت خوب نشه حق نداری جایی بری!
- میخوام برم پیش طنین!
سیاوش خیلی عصبی گفت:
سیاوش - نمیشه! نمیزارم حالا هم مثل یه بچه ی خوب بگیر رو تختت دراز بکش و بخواب!
با لحن بغضداری گفتم:
- خب حداقل بهم بگید حالش خوبه یا نه؟
همه سکوت کردن و چیزی نگفتن‌، تورو خدا جواب بدید دارم دیوونه میشم،کاوه یه لبخند مصنوعی زد و گفت:
کاوه - بگذریم، کیارش حالت خوبه؟ درد که نداری؟
- جواب سوال مو ندادید!
کاوه اخماشو کشید تو هم که طناز گفت:
طناز - آره حالش خوبه فقط نمیخواد تورو ببینه، خیالت راحت شد ؟
یه نفس راحت کشیدم، همه با تعجب به طناز نگاه کردن که طناز سرشو انداخت پایین و با صدای ارومی گفت:

romangram.com | @romangram_com