#کیارش_پارت_217
سه ماه بعد...
یعنی چی؟ چرا این دوتا به هوش نمیان؟ چرا اینقد ماهارو اذیت میکنن دکتر میگه سطح هوشیاری شون بالاست ولی نمیدونم چرا به هوش نمیان ؟ دلم گرفته خیلی وقته با کیارش درد و دل نکردم، شدم سنگ صبور همه! طناز میاد پیشم همش گریه میکنه سیاوش میاد و از شدت بغض زجه میزنه و میگه دلم واسه کیارش تنگ شده، خاله فرانکم هم واسه کیارش هم واسه طنین زجه میزنه مثل من که شبا تو اتاقم از شدت دلتنگی زجه میزنم ولی روزا میشم سنگ صبور همه کاوه و ترسا هم حال و روز درستی ندارن انگار تو همون مدت کم دوستی بدجوری به کیارش و طنین وابسته شده بودن هی خدا! اگه زبونم لال چیزی شون بشه من چیکار کنم ؟ سیاوش چیکار کنه؟ طناز چیکار کنه ؟ کلا همه مون چه خاکی تو سرمون بریزیم؟ همه بدجوری دلتنگ کیارش و طنینیم، خدایا اینقد دلم گرفته که احساس میکنم قلبم تنگ شده و بعضی وقتا هم قلبم تیر میکشه!
******
دو ماه بعد...
طناز - آریان! دارم میمیرم طنین خواهرم تنها کسی که دارم زیر اون همه لوله تو اون اتاق لعنتی چشماشو بسته چرا چشماشو باز نمیکنه؟ چرا اخه ؟
با مشت زد رو سینه م و با بغض و درد گفت:
طناز - اخه چرا؟
بغلش کردم صدای هق هقش بلند شد تو دلم گفتم:
- طناز منم مثل توام ناراحتم ولی دردم خیلی بیشتره داداشم زیر اون همه لوله و دستگاه داره با مرگ و زندگی دست و پنجه نرم میکنه، طنین کسی که مثل خواهر نداشتم دوسش دارم اونم تو وضعیت داداشمه، به خدا دیگه نمیکشم به خدا من این پسر محکمی که جلوی تو وایساده نیستم از تو داغونم نابودم تورو خدا رو زخمام نمک نپاش، ولی زبونا گفتم:
- درکت میکنم! اروم باش اروم....
با صدای هق هق سیاوش که بیشتر شبیه زجه زدن بود من و طناز برگشتیم سیاوش با گریه بریده بریده گفت:
سیاوش - ار... اریان حال...کیارش...خوب...نیست...دستگاه های توی اتاقش دارن...صدا...میدن!
بعد دوباره با صدای بلند گریه کرد طنازو نشوندم رو صندلی و رفتم سیاوش و بغل کردم و در گوشش اروم و لرزون گفتم:
- هیچی نمیشه کیارش خودش قول داد که همیشه دوست و داداش من و تو بمونه و هوامونو داشته باشه میدونی که اون به قولش عمل میکنه!
بعد از پنج ماه بغضم جلو بقیه شکست و صدای هق هقم بلند شد دکتر بهم گفته بود اگه دستگاه هایی که وصلن به کیارش صدا بدن یعنی اوضاع کیارش وخیمه، خدایا من طاقت شو ندارم، دیگه تحمل از دست دادن عزیر و ندارم، خدایا کیارش و طنین و بهمون برگردون، خدایا اصلا اونارو به جوونی خودشون ببخش!
سیاوش - هر شب صدای زجه هاتو میشنیدم ولی هیچوقت تو روز ندیدم گریه کنی، همش منتظر این لحظه بودم باهام حرف بزن باهام درد و دل کنقول میدم رازدار خوبی باشم!
romangram.com | @romangram_com