#کیارش_پارت_204
سیاوش - ولی حالا که هیچکدوم ازدواج نکردیم تو خونه ی کیارش زندگی کنیم باشه؟
من و اریان - باشه!
سیاوش - من اتاق کناری اتاق اریان و برمیدارم گفته باشما!
اریان - چیه تیکه میندازی؟ باشه بردار دیگه زن میگیرم حساسیتم نسبت به کیارش کمتر شده ولی اینم گفته باشم همون اندازه دوسش دارم!
سیاوش - خب خداروشکر!
اریان - سیاوش میشه تو با ما برگردی تهران ؟ طنین باکیارش برگرده!
همه با تعجب به اریان نگاه کردیم سیاوش با لحنی که تعجب شو نشون میداد گفت:
سیاوش - چرا؟
اریان رفت درگوش سیاوش یه چیزی گفت که سیاوش با صدای بلند گفت:
سیاوش - داری دروغ میگی؟
اریان - نه به خدا عین حقیقته!
سیاوش با شیطنت به من نگاه کرد فهمیدم که اریان بهش گفته که نسبت به طنین نرم شدم پسره ی دهن لق!
سیاوش - باشه میام!
طنین - خب با ترسا اینا یا ساناز اینا میام؟
اریان - نخیر با کیارش میای!
طنین - چرا؟
romangram.com | @romangram_com