#کیارش_پارت_202
اریان - پس چیکار کنم؟
کاوه - هیچی!
اریان با صدای بلندی گفت:
اریان - یعنی چی که هیچ کاری نکنیم؟ من تا حالا با کیارش قهر نکردم دلم واسه خل بازیاش تنگ شده!
سیاوش - خربزه خوردی پا لرزشم....
رفتم داخل و درحالیکه میخندیدم گفتم:
- دستت درد نکنه تو اون همه چیز فقط دلت واسه خل بازیام تنگ شده؟ واقعا که!
همه متعجب نگام کردن اریانم که خشکش زده بود رفتم جلو اریان و گفتم:
- حالا چرا خشکت زده؟ مثلا تو الان باید از من عذرخواهی کنی!
اریان سریع خودشو جمع و جور کرد و یه لبخند پهن زد و سفت بغلم کرد طوریکه احساس کردم استخونام در حال شکستنه ولی چیزی نگفتم!
اریان - ببخش داداش، همش تقصیر طناز بود اون گفت اینطوری تو از تنهایی درمیای!
با لحن شیطونی اروم در گوش اریان گفتم:
- راست گفته!
دستی اریان از پشتم افتاد اریانم یواش در گوشم گفت:
اریان - منظورت که سیاوش نیست؟
اروم در گوشش با شیطنت گفتم:
romangram.com | @romangram_com