#کیارش_پارت_174
- نه شما بردارید!
آریان و سیاوش وحشتناک اخم کردن و با ابرو اشاره کردن که غذا بکشم منم یکم قرمه سبزی ریختم رو برنجم و بدون اینکه ظرف و بزارم همزمان با دوتا ملاقه ی تو خرشت قرمه سبزی ریختم رو برنج آریان و سیاوش میدونم اگه به خودشون باشه مل بچه های کلاس اولی سر اینکه کدوم شون غذا اول بکشن دعواشون میشه اونوقت بیا و جمعش کن، به قول معروف پیشگیری بهتر از درمان ظرف و گذاشتم سرجاش آریان و سیاوش که عمل پیشگیرانه ی منو دیدن شروع کردن با صدای بلند خندیدن حالا نخند کی بخند
کاوه - شما دوتا دارید به چی میخندید!
- به من!
کاوه لبخند زد و گفت :
کاوه - چرا به تو؟
- چون واسشون غذاکشیدم!
کاوه خندید
ترسا - وا خب باید ازت تشکر کنن!
آریان - از ترس غذا واسمون کشید!
ترسا - ترس از چی شما؟
سیاوش - ترس از اینکه آریان به خاطر اول غذا کشیدن من ، نزنه دست مو بشکنه!
طناز - منظور تون چیه؟
آریان - یعنی کیارش واسه من و سیاوش همزمان با دوتا دستش غذا کشید تا مثل دوسال پیش من به خاطر اینکه سیاوش بعد از کیارش غذا کشیده بود نزنم دست سیاوش و بشکنم
طناز - جدی میگی؟
romangram.com | @romangram_com