#کیارش_پارت_160
- سیاوش حرف مفت نزن خودتم میدونی که اگه آریان رو کاناپه بخوابه فردا نميتونه از جاش بلند شه و مسافرت و کوفت مون میکنه از بس آه و ناله میکنه تو و آریان رو تخت بخوابید من رو کاناپه میخوابم!
سیاوش - ولی ممکنه کمرت درد بگیره!
اریان - نه کیارش رو کاناپه راحت تر از رو تخت میخوابه کمرشم درد نمیگیره!
کاوه - ای نامرد کیارش به خاطر کمر درد تو میگه من رو تخت نمیخوابم اونوقت آریان تو میگی رو کاناپه جاش بهتره!
من و آریان لبخند پهنی زدیم و من گفتم:
- آخه میدونی من فقط رو تخت خودم راحتم رو تختای دیگه کمر درد میگیرم واسه همین تو مسافرتا همیشه رو کاناپه میخوابم!
سیاوش - دروغ میگی؟
- نه عین حقیقته!
سیاوش - آریان تف به ذات کثیفت من بیچاره رو بگو فکر میکردم اگه من رو کاناپه میخوابم حداقلش اینکه کیارش رو تخت میخوابه نگو آقا کیارش و هم از رو تخت شوت کرده رو کاناپه ی اتاق بی شووور!
ریز خندیدم و چیزی نگفتم کاوه اتاق مونو بهمون نشون داد از شانس خوب مون سه تا کند لباس توش بو که دوتاش مشکی بود و یکیش سفید بود طبق معمول کند تک رنگ و من برداشتم سیاوش و آریانم هر کدوم یکی از کمدای مشکی رو برداشتن لباسامونو تو کمد چیدیم من زودتر کارم تمومه شد و به اتاق نگاه کردم دیدم دوتا در توش داره دراشو باز کردم یکی شون حموم بود یکی دیگه هم هم دستشویی سریع حوله مو برداشتم و پریدم تو حموم و درو قفل کردم آریان که تازه متوجه کار من شده بود با صدای بلند گفت :
آریان - کیارش خیلی فرصت طلبی مگه دستم بهت نرسه اون موقع...
سیاوش نزاشت بقیه حرف شو بزنه و با صدای بلندتری گفت :
سیاوش - اون موقع چه غلطی میکنی؟
آریان - به تو چه ربطی داره بچه؟
سیاوش - بچه خودتی!
آریان - خودتی!
romangram.com | @romangram_com