#کیارش_پارت_138

آریان - مال منو که حتما دعوت کن مال کیارش و نمیدونم!
به وضوح دیدم که قیافه طناز درهم شد!
- آره دعوت شون کن!
ترسا لب برچید و سرشو انداخت پایین که ساناز متعجب گفت:
ساناز - واقعا دعوت شون کنم پس طن...
بقیه حرف شو خورد، من و آریان که فهمیدیم میخواسته بگه طنین و طناز چی؟ با صدای بلند خندیدیم!
آریان - نه بابا دعوت شون نکن هرچی قسمت باشه همون میشه!
با این حرف آریان طنین و طناز نفسی از سراسودگی کشیدن و لبخند زدن به این نتیجه رسیدم که این دوتا خواهر از من و آریان خوششون میاد صدای کاوه رشته افکارمو پاره کرد!
کاوه تموم شد!
دفترو بست و داد دست طنین!
طنین - ممنونم!
کاوه - خواهش میکنم!
طناز - منم ممنونم!
کاوه - خواهش میکنم!
بعد که انگار چیزی یادش اومده باشه سریع گفت:
کاوه - بچه ها من و ترسا از فراد تا یه هفته مرخصی داریم میاید همه با هم بریم شمال ویلای ما؟

romangram.com | @romangram_com