#کیارش_پارت_122
ترسا نگران گفت:
ترسا - کاوه حالت خوبه؟
کاوه - خوبم چیزی نیست یه هوایی بخورم خوب میشم!
ترسا - باید بریم بیمارستان!
کاوه - نه نیازی نیست گفتم که یه هوایی بخورم خوب میشم!
علی - پس منم باهاتون میام!
کاوه - تو کجا؟
علی گنگ نگاش کرد که کاوه گفت:
کاوه - تو بمون پیش ترسا و ساناز من با کیارش و آریان میرم!
من و کاوه و آریان با هم رفتیم تو حیاط و روی یه نیمکت گوشه حیاط نشستیم!
- کاوه خوبی؟
کاوه شیطون خندید و گفت:
کاوه آره خوبم اینکه گفتم سرم گیج میره فقط واسه این بود که از محیط مهمونی های اینجوری خوشم نمیاد خواستم به این بهانه بیام بیرون!
لبخندی زدم و گفتم:
- منم خوشم نمیاد!
سه تایی با هم خندیدیم که صدای اذون اومد!
romangram.com | @romangram_com