#کیارش_پارت_121
من و آریان با دهن نیمه باز به کاوه نگاه کردیم که ترسا و ساناز و علی همزمان باهم گفتن:
- نظر منم همینه!
من و آریان خودمونو جمع و جور کردیم و گفتم:
- امکان نداره، تازه اگرم اینطور که شما میگید باشه من یکی که حاضر نیستم برم خواستگاری طنین!
کاوه - چرا؟
- چون چ چسبیده به را خب معلومه دیگه گفتم از دخترایی مثل طنین خوشم نمیاد!
آریان - منم از دخترایی مثل طناز خوشم نمیاد خیلی جلفن!
کاوه دیگه هیچی نگفت، منم بی خیال شونه هامو بالا انداختم سرمو برگردوندم که چشمم افتاد به سه چهارتا دختر که وايساده بودن روبروی من و آریان و یکی شون گفت:
دختره - آهای پسر خوشتیپا چرا نمیاید برقصید؟ دخترای زیادی چشم شون دنبالتونه!
من و آریان اخمامونو کشیدیم تو هم و من با غیض گفتم:
- ممنون ما نمیرقصیم حالا هم برید به کارتون برسید به جای دید زدن ما دوتا!
دخترا ایشی گفتن و رفتن!
آریان - اینا دیگه کی بودن؟
شونه ای به معنی نمیدونم انداختم بالا و گفتم:
- نمیدونم!
کاوه - میاید یه پنج دقیقه بریم تو حیاط یکم سرم گیج میره!
romangram.com | @romangram_com