#کیارش_پارت_108
شبنم - بود ولی دیگه نیست!
احسان - باور نمیکنم هه معشوقه ش تو خونه ی منه بعد میگه با من کار داشته آخه اون به من چه ربطی داره؟
شبنم - برو از خودش بپرس!
احسان - معلومه حرفاتونو با هم یکی کردین که گاف ندین حالا میگی زنگ بزنم ازش بپرسم از جلو چشمام گورتو گم کن الان شهلا میاد تورو ببینه ناراحت ميشه!
شبنم با صدایی که از ته چاه ميومد گفت:
شبنم - شهلا کیه؟
احسان با صدای بلند خندید و گفت:
احسان - هووی آینده ت!
اشکای شبنم رو گونه ش جاری شد اگه یه هفته پیش گریه میکرد مسبب شو میکشتم ولی حالا هیچ احساسی نسبت بهش ندارم!
شبنم - احسان تو حق نداری با من اینکارو بکنی تو...
احسان نزاشت بقیه حرف شو بزنه و گفت:
احسان - چرا اتفاقا حق دارم وقتی تو معشوقه تو میاری خونه منم حق دارم هوو سرت بیارم!
شبنم تهديدآميز گفت:
شبنم - احسان به خدا اگه بخوای سرم هوو بسیاری...
احسان نزاشت بقیه حرف شو بزنه و با لحن عصبی گفت:
احسان - چه غلطی میکنی هان؟ خودتو می کشی یا نه طلاق میگیری؟
romangram.com | @romangram_com