#خیس_مثل_باران_پارت_73


عروس خانوم دست آقا دامادو بگیر؛ آراد پیشونی گیسو رو ببوس، تو چشمای هم زل بزنید، همدیگرو بغل کنید؛...

ولی با ژشت آخری که داد گیسو تقریبا سکته کرد

__ گیسو جان برو بخواب رو تخت، یه دستتو آزاد بنداز رو تخت...

__ آراد جان توام بغلش میخوابی ؛دستتو بزار روی رونش و گردنشو ببوس

__ گیسو توام دست راستتو میکنی تو موهای آراد...

گیسو مطمئن بود الان لپاش گل انداخته و رنگش حسابی پریده؛

_ آخه زنیکه آشغال من الان چجوری با این شوهره سگم اینکارارو کنم؛ این که نزده میرقصه

عکاس:_ پس چرا منتظری؟ زود باش بیا دراز بکش این عکسم بندازم بعد باید بریم سراغ کارای دیگ زود باش...





گیسو با قدمای سست رفت سمته تخت روش دراز کشیدو چشماشو بست

:_ گیسو خر چیزی نیست که یه عکسه 1 دقیقه تحمل کنی تمومه...

آراد هم با چشم غره ای غلیظ به عکاس روی تخت خوابید

با تکون خوردن تخت فهمید آراد کنارش خوابیده، دستشو گذاشت رو رونش؛چه کسی میدانست که چه حالی دارد؟ دقیقا همان نقطه که دست های قدرتمند مردش بود، داشت آتش میگرفت؛ یه لحظه چشماشو باز کردو زل زد تو چشمای آسمونی آراد؛ قفسه سینه جفتشون بالاو پایین میشد؛ آراد آب دهنشو قورت دادو سرشو برد تو گودی گردنش و همین که بوسید... حس کرد گردنش سوخت ،انگار که سرب داغی روی گردنش گذاشته بودند، تمام حس های خوب دنیا به قلبش سرازیر شد با همان بوسه ی چند ثانیه ای...

عکاس:_ گیسو دستتو ببر لای موهاش

دستای لرزونشو برد لای موهای طلایی رنگو پر پشتش؛ آراد یه لحظه لرزید و گیسو اینو به خوبی حس کرد، و همون موقع صدای تیک نشون از تموم شدن این صحنه ی عذاب آور بود؛ همین که خواست از جاش بلند شه آراد موچه دستشو گرفت و همراه نفس های داغش تو گوشش گفت:

__ عروسک کوچولو میخواستم ازت بگذرم، میخواستم کاری به کارت نداشته باشم، اما چرا که نه تو زنه منی؟ من به جرمه رابطه شوهرت شدم؛ پس بهتره برای شب خودتو آماده کنی چون تو عروسکه خوبی هستی برای بازی کردن

به دنبال این حرف سریع از روی تخت بلند شدو از اتاق خارج شد...


romangram.com | @romangram_com