#خیس_مثل_باران_پارت_394
متوجه بی تفاوتیش که به خودم میشوم بغض به گلویم چنگ میزند، باز هم بغض...چرا من بزرگ نمیشوم؟
سام که متوجهم میشود دست های ضریفم را در دست میگیرد و میگوید:
—مامان جان منو ببخش این روزا زیادی اذیتت کردم بی حرمتی کردم تو روت وایسادم غلط زیادی کردم عصبانی بودم ببخش مامان...میبخشی؟
لبخند نیم جونی میزنمو با شوخی میگویم:
—اگه دیگه به بابات نگی آراد خان میبخشم...
قهقهه ای میزند و میگوید:—من نوکر شما و بابام هستم...
به چهره ی آراد نگاه میکنم، در آن کتو شلوار مشکی رنگ کم از مرد سی ساله نیست، چهره ای که سعی در پوشاندن لبخندش دارد، وقتی نگاه خیره ام را میبیند بی اختیار لبخند میزند، با سرعت به سویش پرواز میکنمو برایش میوه پوست میگیرم، دلم قهر نمیخواهد من همان خانه ی همیشه شلوغ را میخواهم...
خانه ای که فضایش را صدای شوخی ها و خنده های بچه هایم پر کرده بود...
تکه ای خیار که به دستش میدهم نگاه عاشقانه ای میندازد و میگوید:—چه خوشگل شدی...
این یعنی آشتی این یعنی دیگر دلم نمیخواهد قهر باشیم، این یعنی منو تو از هر چیزی در این دنیا مهم تریم، این یعنی دوستت دارم مثله بیستو هشت سال پیش....
صدای خنده های آنا حواسم را پرت میکند، با خوشحالی خیره اش میشوم، سامی او ر روی کاناپه انداخته و به شدت قلقلکش میدهد و دختر لوس من سعی دارد از زیر دستش در برود، نگاهم را میگرم و به چشم های شیطون شوهرم میدوزم.....
چشم هایش زیادی شیطون میزند، با ترس سری تکان میدهمو میگویم:—نه!
ابرو هایش را بالا و پایین میکند و با صدای بلند میگوید:
—سام نوبت مامانته...
سام با شنیدن این حرف انگار که دنیا را بهش دادند به سمتم پرواز میکند، همین که میخواهم فرار کنک در چنگال دو مرد قوی هیکلم میوفتم و آنها با تمام لذت قلقلکم میدهند و من با سر خوشی جیغ میزنم.....
بعد از چندی که حسابی خودشان را تخلیه میکنند روی کاناپه ولو میشوند و منی که حالا نفسی برایم نمانده به حاله خودم رها میکنند، سام با ته مانده های خنده میگوید :
—آیسانو ندیدین انگشتت بهش نخورده جیغش میره هوا...
آنا با عشق میخنددو میگوید:—قربون زن داداش لوسم برم...
آراد با تعجب بالا میندازد و به سام که حالا دارد برای خواهرش چشم و ابرو میاید چشم میدوزد، سام نگاه خیره ی پدرش را که حس میکند سرش را میخاراند و به سقف نگاه میکند اما نگاه پدرش انقدر نافذو خیره است که نگاه از سقف میگیردو با لبخند مسخره ای میگوید:
romangram.com | @romangram_com