#خیس_مثل_باران_پارت_229
سرشو تکون دادو من رفتم تو فکر؛ فردا تولد آرادمه؛ ولی حتی مزاریم نداره که امشب براش تولد بگیرم...
چقدر حالم بده و خواهرم به فکره عروسیشه...
هنوز خبری از آرادم نیست؛ حتی نمیدونیم زندس یا مرده...ای خدا این تاوان کدوم گناهمه...
اگه میخواستم از آراد انتقام بگیرم اشتباه کردم؛ خدایا تا آخر عمر نوکریشو میکنم فقط یه بار دیگه ببینمش....
آهی کشیدمو به کوچه ی خلوتی که ازش میگذشتیم خیره شدم؛ تو این چند وقت انقدر به آراد فکر کرده بودمو انقدر دنبالش گشته بودم که کم کم داشت باورم میشد که.....
حتی نمیخوام بهش فکر کنم؛ میخوام تا اخر عمر با این امید که زندس زندگی کنم....
شایدم یه روزی جونه خودمو گرفتمو از این زندگی لعنتی فرار کردم...
یاده دیشب افتادم که کیارش اومد خونه و با گریه زاری گفت عاشقه الی شده؛ خوش به حالشون همه با هم خوبن؛ سهیلو غزل که زنو شوهرن؛ آرتانو گیتی هم همینطور؛ اوووووفففف البته عرفانو نازنین جدا شدن؛ یادمه یه روز نازی زنگ زدو گفت با وکیلشون داره ازدواج میکنه...عشق اون دوتا از اولم کشک بود....
این وسط فقط منو فرزادیم که سرنوشتمون مثله همه...
جفتمون عشقمونو از دست دادیم عشقی که تا ابد توی قلبمون میمونه...
عرفان هوس بازم معلوم نیست سرش با کی گرمه...
مهم نیست؛ هیچی مهم نیست؛ مهم اینه که من تنهامو آرادمم از دست دادم؛ مهم اینه شبا با حسرت آغوشش تا صبح هق میزنم....
یادش بخیر روزی که بهم گردنبده خیس مثله بارانو داد؛ با اون قیافه خونسردو پوزخندش گفت:
__یعنی تا آخره عمر چشمات خیسه مثله باران....
آخ آراد کجایی که ببینی چشمام واقعا خیسه؛ تا اخر عمر؛ آراد تو به آرزوت رسیدی؛ من از دستت دادم...
و تا آخر عمر چشمام خیسه مثله باران...
به خودم اومدم دیدم جلوی آموزشگام؛ گیتی دستمو گرفتو با محبت گفت:
__سعی کن این چند ساعتو به آراد فکر نکنی آبجی خواهش میکنم؛ فقط رو درست تمرکز کن موفق باشی؛ من همینجا منتظرتم...
romangram.com | @romangram_com