#خیس_مثل_باران_پارت_209


از بی رحمیش دلم گرفت:؛حرفاش مثل تیری بود تو قلبم؛ این چه دکتری بود که یه سر سوزن رحم نداشت؛ چه میدونست حالم چقدر خرابه؛ چه میدونست من نفسم به نفس آراد بنده؛ چه میدونست دلیل زنده بودنم همین امیدیه که ذره ذره داره از وجودم پاک میشه...

دونه دونه اشک از چشمام میومد اشکای بی رحمی که نمیتونستم جلوشو بگیرم بغض لعنتیم تمومی نداشت...

حالم خراب بود...خراب تر از خراب...تمنای وجودو آغوششو داشتم...تک تک سلولای بدنم آرادو میخواستن....اون شب تصادف برام چه شبی بود....

بد ترین و بهترین شب زندگیم...

شبی که برای اولین بار با رضایت دو طرف با هم یکی شدیم....شبی که با تمام وجود جیغ میزدم آراد عاشقتم...

هر چند که اون نگفت هر چند که میدونم غرورش براش از همه چیزش تو این دنیا مهم تره اما بازم همون عشق یه طرفم برام کافی بود....

همون شبی که آرادمو از دست دادم....

همون شبی که صورت خونیش جلوم بودو نمیشناختم؛ با چشمای آبیش زل زده بود بهمو ازم میخواست مقاوم باشم.....

کاش میمردمو اون حالشو نمیدیدم....

شدت گریه هام زیاد تر شد داشتم به مرز جنون میرسیدم؛ به خودم که نمیتونم دروغ بگم میترسیدم...

حتی از پیدا شدن و زنده نبودنش....

انقد گریه کردم که فرزاد کلافه داد کشید:

__ به خدا قسم دور میزنما...

گریه کردم؛ حالا فهمیدم تحمل داد هیچ کسو جز آراد نداشتم اون حتی داد زدناشم قشنگو خواستنی بود با ناراحتی نگاش کردمو جیغ کشیدم:

__ واسه چی همرام اومدی ها؟؟؟ مگه من مجبورت کردم که باهام بیای؟ نمیومدی با داداشم میومدم؛ تو اصلا احساس حالیت میشه؟ میفهمی دلم براش تنگ شده؟ میفهمی میترسم یه بیمارستانی بشناسشو آدرس قبرستون بهم بده؟ اصلا تو تا حالا عاشق شدییییی هاااااا؟؟؟؟

بد تر از من داد کشید:__ آره... تا حالا عاشق شدم؛ احساس دارم میفهممت درکت میکنم که تا اینجا بخاطرت اومدم چون عشقو تو نگاهت دیدم؛ حتی اگه جنازشم پیدا شه حداقل که مزاری داره که بری و باهاش دردو دل کنی...ولی با گریه کردن هیچی درست نمیشه...

بی ایمانی بدترین درده اگر به خداو معجزه هاش ایمان نداشته باشی آرادم پیدا نمیشه اینو مطمئن باش...




romangram.com | @romangram_com