#خیس_مثل_باران_پارت_207
__ این تردیدت در جواب دادن یعنی نمیدونی دوستت داشته یا نه...
برام مهم نبود دوسم داره یا نه فقط پیدا شه همین برام قدره دنیا ارزش داره؛ولی برام عجیب بود که این دکتر از کجا میتونه ذهنمو بخونه با سر دگمی گفتم:
__ دکتر فقط شما میتونین انقد خوب ذهنه اطرافیانتونو بخونین یا همه ی روانشناسا اینطورین؟
خنده ی صدا داری کردو گفت:
__ اولا دفعه آخرت باشه به من میگی دکتر چون ناراحت میشم منو فرزاد صدام کن؛ دوما لطفا انقدر با من رسمی حرف نزن چون احساس بابا بزرگ بودن بهم دست میده؛ سوما خوندنه ذهنه تو اونقدرام سخت نیست خانوم کوچولو....
_ دکتر اگه...
پرید وسطو حرفمو داد زد؛ البته لحنش شوخ بود:___ اااااااااا باز گفت دکتر...
_ آخ ببخشید آقا فرزاد...
باز پرید وسط حرفمو گفت:__ لا اله الا لله
خندیدمو گفتم:_ خیلی خوب فرزاد....
بشکنی زدو گفت:_ حالا شدی دختر خوب...
با حرص گفتم:_ حالا میشه حرفمو بزنم یا نه؟؟
قهقهه ای زد؛ دستاشو به نشونه ی تسلیم آورد بالا و گفت:__ در برابر زن آراد خان گردن ما از موام باریک تره امر بفرمائید خانوم کوچولو...
__ اولا که به من نگو خانوم کوچولو؛ دوما اگه زن آرادم نبودم بازم گردنت از مو باریک تر بود...
تند تند سرشو تکون دادو گفت:__ بله بله شما درست میگی حالا بفرمایید..
تابلو بود داره مسخرم میکنه واسه همین چشم غره ای رفتمو گفتم:_ میگم اگه نتونیم پیداش کنیم بعدش چیکار میکنیم...
__ حالا ما میریم بیمارستانای اطرافو میگردیم بعدش اگه پیدا نشد باید بریم پیش پلیسو درخواست جست و جو بدیم و تو بگی که با چشمات دیدی یه نفر بردتش...
با نا امیدی سرمو به صندلی تکیه دادم؛ خدایا قسمت میدم به تنهاییت منو از آراد جدا نکن؛ اگه قراره پیدا شه زنده پیدا شه خواهش میکنم خدا جون...
romangram.com | @romangram_com