#خیس_مثل_باران_پارت_206
این لحظه هارو روشن گذاشتم تا منتظر بشینم...
از وقتی تو رفتی شب حالمو پرسید....
شاید اگه تو برگردی بشه از چیزی نترسید...
بشه قدر این ثانیه هارو کنار تو فهمید....**
اهنگ که تموم شد دکتر دستشو برد سمته ضبطو زد از اول و رو به من گفت:_ حرفمو پس میگیرم...
با گنگی گفتم:_ چه حرفی؟
__ تو اصلا محکم نیستی و باور نداری آراد زندس
_ ندارم؟؟؟چرا؟؟
__ از چشمای خیست معلومه نمیتونی قبول کنی زندس و الان داری براش عذاداری میکنی...
دستمو کشید رو گونه هام تازه فهمیدم گریه کردم؛ آخه این آهنگ واقعا برای منو آراد خونده شده بود رو به دکتر گفتم:
__ مطمئنم زندس فقط دوریش خیلی سخته
جدی شدو گفت:_ خیلی دوسش داشتی؟
با اطمینانی که تو هر کلمم موج میزد گفتم:__ بیشتر از جونم...
سری تکون دادو گفت:_ اون چی؟
نمیدونستم چه جوابی بدم؟ آراد واقعا دوسم داشت؟ نمیدونم بعضی اوقات انقدر خوب میشد که منو تا اوج میبرد و بعضی اوقات محکم روی زمین میکوبید؛ وقتی سکوتمو دید ادامه داد:
romangram.com | @romangram_com