#خیس_مثل_باران_پارت_174

توطول راه فقط نگاه های خشمگین آراد روخودم حس میکردم که باخودم گفتم: وای گیسو خدا به دادت تو خونه برسه این آراد گودزیلا خیلی عصبانی انقد گاز داد که دوسوته رسیدیم خونه ...

تا پامو گذاشتم تو شروع کرد به غرزدن:

گیسو وای بحالت وای بحالت یه بار دیگه تورو دوره بره عرفان ببینم یا ببینم به عرفان رو بدی بیاد دوروبرت چیه چرا تاوقتی که آشتی بودیم عرفان کاریت نداشت خودت کرم ریختی دیگه اومده سمتت کله مهمونی زوم بود روت انگار جنابعالی بدش نمیاد که داداش ما نگاش کنه...

نذاشتم ادامه بده :

ببین آراد تو یه آدم خاروبدبختی که انقد حسودی به برادری که از خون خودت شک داری تو باید الان بستری میبودی تو تیمارستان ...

از ترس اینکه دوباره بزنه یه ور دیگه صورتمو بیاره پایین؛سریع جیم شدم تواتاقم خدایا این چه زندگی هروز دعوا نشونت میدم بمن تهمت میزنی آرادخان پدرتو درمیارم تو آراد تهرانی منم گیسو ...ولی خداییش خودم اولش کرم ریختم؛ عجب غلطی کردم به این عرفان یه لبخند زدم اصلا جنبه نداره این بشر...

وااااای حالا الی رو چیکار کنم؛ باید هر جور شده با کیارش حرف بزنم؛ این آراد انقد اعصابمو خورد میکنه نمیزاره به الی و کیارش درست حسابی فکر کنم که....

توهمین افکاربودم که احساس کردم چشام خیلی سنگیه بخاطر همین باهمون مانتو و شلوار روتخت ولو شدم و خوابم برد...

صبح باصدای گوشیم از خواب بیدار شدم؛ اون کسی که داشت زنگ میزدو نفرین کردم خدا لعنتت کنه یکی از چشامو باز کردم و گوشیو از عسلی کنار تخت برداشتم که دیدم نازی داره زنگ میزنه زیر لب گفتم:_ خاک بر سرت با اون دوس پسرت

تماسو وصل کردم که صدای شادش پیچید تو گوشی:_ سلام خرس قطبی فوش نده میدونم خواب بودم من و عرفان دمه خونتونیم زود باش بیا بیرون بریم....

نزاشتم ادامه حرفشو بگه گفتم:__ نازی نفس بکش؛ آروم باش بابا چته انگار سگ دنبالت کرده

__ خب اینجوری گفتم که بهونه نیاری زود باش بیا بریم آرایشگاه

_ آرایشگاه دیگه واسه جی

__ میخوام موهامو رنگ کنم واسه عید زود باش دیگه

بد فکریم نیستا؛ برای به دست آوردن دله مردا همیشه موهای بور بهتره چون چهرتو ملوس تر میکنه؛واسه همین گفتم:

__ باشه بیاید تو تا حاضر شم....

تلفنو قطع کردمو مانتو شلوار دیشبمو در آوردم پریدم تو حموم؛ یه دوش 5 دقیقه ای گرفتم اومدم بیرون تیپ کرم قهوه ای زدمو از پله ها رفتم پایین که دیدم حسابی چسبیدن بهم...

سرفه ای مصلحتی کردمو رفتم تو نشیمن؛ عرفان عوضی از دیدنت چندشم میشه فکر کردی منم مثله بقیم ازم استفاده کنی آشغال من زن داداشتم...

نازی تا منو دید ماچو بوسرو شروع کردو حسابی تف مالیم کرد...

romangram.com | @romangram_com